آیا کوروش باعث نابودی تمدن بابل شده است؟

ادعای آقای غیاث آبادی در حالی مطرح می شود که بابل به عنوان یک شهر مهم در دولت هخامنشی مطرح بود و اگر به ارزش بابل پس از فتح کوروش افزوده نشده باشد، چیزی کاسته نشده است. جالب آنکه غیاث آبادی در این نوشتار هیچ منبعی به کار نبرده است.ایشان می گویند «دریغ است که هر آنچه از مظاهر مدنیت در ماقبل هجوم کورش به بابل دیده و شناسایی شده است، آخرین نمونه‌های آن در طول تاریخ بشری است.» و مشخص نمی کنند کدام یافته ی باستان شناسی را می گویند و چه چیزی است که دیگر نمونه های آن در تاریخ بشری دیده نشده است؟!!

اما آثار باستانی، دستاوردهای علمی بابلی ها را -از جمله دستاوردهای ستاره شناسی- در دوران هخامنشیان، نشان می دهند.

می توان گفت شاهنشاهی هخامنشی به جای نابودی تمدن ها، از دستاورد های تمدن های کهن بهره برد. این موضوع در هنر و معماری هخامنشی هم به چشم می خورد. بسیاری از دستاوردهای تمدنی بابل را می توان در تخت جمشید و دیگر آثار هخامنشیان مشاهده کرد. بهره گیری از خطوط میخی و نگارش به خط بابلی از مهم ترین بهره گیری ها بود. این موضوع نشان می دهد تمدن بابل این فرصت را پیدا کرد تا بیشتر و بهتر به جهان معرفی شود. برای همین است که بابلیان از هخامنشیان استقبال کردند.

آثار باقی مانده در بابل هم از ادامه‌ی سنت‌های بابلی در زمان هخامنشیان خبر می‌دهند. برای مثال می‌توان اشاره کرد که در زمان پادشاهی اردشیر یکم، معبد ازگیلا، کماکان وظایف خود را انجام می‌داده است. منابعی از بابل در عصر هخامنشی باقی مانده‌اند که می‌توان به سالنامه‌ای اشاره کرد که سال چهاردهم پادشاهی اردشیر سوم را در برمی‌گیرد همچنین متن مهم دیگر، توسط موزه بریتانیا منتشر شده است که مربوط به بازسازی معبدی در بابل است.منابع ستاره‌شناختی را نیز نباید از قلم انداخت. قدیمی‌ترین زایچه یا طالع‌بینی مربوط به اواخر سده‌ی پنجم پیش از میلاد است یعنی دقیقاً در زمان تسلط هخامنشیان. اسناد بازرگانی نیز در کل زمان تسلط هخامنشیان بر بابل در این ناحیه دیده می‌شوند.

 بنگرید به: تاریخ هخامنشی دانشگاه خرونینگن، ترجمه مرتضی ثاقب فر، انتشارات توس، جلد ۱، صفحات ۲۳۱ تا ۲۹۱ و جلد ۲، صفحات ۱۰۹ تا  ۱۲۳- با سپاس از یزدان صفایی

 

در واقع با مطالعه‌ی این اسناد متوجه می‌شویم که چیزی به نام «پایان کار تمدن بابل» در دوره‌ی هخامنشی وجود ندارد و اتفاقا می توان گفت تمدن بابل در اوج ماند و حتی بیشتر به دنیا معرفی شد. با رمز گشایی خط میخی پارسی که با کمک دیگر زبان های هند و اروپایی صورت گرفت؛ خط میخی بابلی هم رمز گشایی شد و در نتیجه بسیاری از دستاورد های تمدن بابل به بشر امروز معرفی شد.

به نظر می رسد شکوه بابل تا آخر شاهنشاهی هخامنشی ادامه یافت. پس از فتح بابل توسط الکساندر، مورخین غربی چنان از شکوه بابل می گویند که گویا شگفت زده شده اند. البته حق هم داشتند چرا که شاید بابل شکوه مندترین شهر جهان بوده است. نمونه بارز این موضوع، گفته کویینتوس کورتیوس روفوس، مورخ رومی است که ورود الکساندر به بابل را تشریح می کند.

نگاه کنید به:

Section 5.1.17-33 of Curtius Rufus' History of Alexander the Great of Macedonia

 

این موضوع در فیلم سینمایی الکساندر هم به تصویر کشیده شده بود. دیدن تصاویری از  این فلیم خالی از لطف نیست:

تصاویری از شکوه بابل در فیلم سینمایی الکساندر، بعد از فتح بابل توسط الکساندر

 

غیاث آبادی در ادامه از نظر خود «وحشی» را تعریف می کند و در چند سطر مصداق های وحشیگری را به کوروش و هخامنشیان نسبت می دهد. غیاث آبادی می نویسد:

آثاری از ساخت شهر و بنیان‌های مدنی در زمان آنان شناسایی نشده باشد،

به نظر می رسد کوروش بزرگ بیشتر از آنکه کشور گشایی کرده باشد، تمدن سازی کرده است. آثاری از کوروش بزرگ در پاسارگاد بدست آمده و ساخت پردیس های زیبایی را به کوروش نسبت می دهند.

در اینجا اشاره ای به منشور کوروش می کنیم که حاکی از ساخت و ساز توسط کوروش دارد:

در استوار گردانیدن ب[نای ] باروی «ایمگور - انلیل Imgur - Enlil» باروی بزرگ شهر بابل کوشیدم و [................] دیوار کناره ای (ساخته از) آجر  را بر کنار خندق شهر که (یکی از) شاهان پیشین [ ساخته و (بنایش را) به انجام نرسانیده ] بود،[بدانسان که] بر پیرامون [شهر (به تمامی) برنیامده بود]، آنچه را که هیچ از یک شاهان پیشین (با وجود) افراد به بیگاری گرفته شده ی [ کشورش ] در بابل نساخته بودند، [ ..... از قیر ] و آجر از نو بار دیگر بساختم و [ بنایشا]ن [را به انجام رسانیدم.]

[دروازه های بزرگ وسیع مر آن ها را بنهادم ....... و درهایی از چوب سدر] با پوششی از مفرغ، با آستانه ها و پاشنه [هایی از مس ریخته شده ...... هر آن جایی که دروازه ها]یشان (یافت می شد)، [ استوار گردانیدم

استوانه کوروش بند های ۳۸ تا ۴۲ ، ترجمه دکتر عبدالمجید ارفعی

 عجیب آنکه با وجود آثاری مانند شهر پارسه و کاخ مشهورش(تخت جمشید)، غیاث آبادی چنین موردی را به هخامنشیان نسبت می دهد.

 

غیاث آبادی همچنین می نویسد:

به تمدن‌ها و شهرهای دیگران حمله کنند و به قهر آنجاها را تصرف کنند،

شواهد و مدارک، نشان می دهند که کشورگشایی های کوروش به منظور پدافند و دفاع از سرزمین خودش بوده است. در ابتدا بابل با مهاجمین علیه کوروش متحد شده بود.

برای دانش بیشتر بنگرید به: کوروش بزرگ، مهاجم یا مدافع؟!

 

همچنین شواهد زیادی از رفتار توأم با مهر کوروش با مغلوبین به ویژه در بابل وجود دارد که در رأس آنها می توان به منشور کوروش بزرگ اشاره کرد.

ترجمه دقیقی از منشور کوروش: منشور کوروش بزرگ

 

اما رفتار توأم با مهر و انسانیت کوروش فقط در منشور کوروش نقل نشده است. منابع دیگری هم این موضوع را تصدیق می کنند.

وقایع سال هفدهم در رویداد نامه نبونید-کوروش حاکی از رفتار مهربانانه کوروش با مردم بابل است:

کوروش وارد بابل شد. پیش رویش harû-vessels انباشته می شد. (به مضمون: به پای کوروش شاخه سبز می ریختند). هنگامی که کوروش سراسر با درود به بابل سخن می گفت [به مضمون: با مردم بابل پیمان صلح بست]  شهر در امنیت و صلح بود.

رویداد نامه نبونید کوروش، ستون ۳، بند ۱۹

 

گزنفون مورخ یونانی از از سخنان کوروش پیرامون برخورد خوب با مردم بابل و البته به طور کلی رفتار مهر آمیز با مردمان توسط کوروش می نویسد. (برای مثال بنگرید به: کوروش نامه گزنفون، دفتر ۷، بخش ۵، بند ۴۷ - کوروش نامه گزنفون، دفتر ۷، بخش ۵، بند ۷۶- کوروش نامه گزنفون، دفتر ۸، بخش ۷، بندهای ۳۷ و ۳۸)

 

گفته های تورات درباره کوروش هم قابل بررسی است که با این موارد هماهنگی نسبی دارد. (بنگرید به: کتاب اشعیای نبی، اواخر باب ۴۴ و اوایل باب ۴۵)

 

هرچند به نظر می رسد کوروش علاقه به کشور گشایی بدون خون ریزی داشته است، همانطور که بر اساس منابعی که به دست ما رسیده است؛ پس از تصمیم پادشاه ماد برای حمله به کوروش، سربازان پادشاه ماد به کوروش پیوستند و سرزمین ماد به زیر فرمان کوروش در آمد(بنگرید به رویدادنامه نبونید-کوروش، سال ششم و تاریخ هرودوت)

بن مایه ها :

فرمان کورش بزرگ(استوانه کوروش) ، به کوشش عبدالمجید ارفعی. فرهنگستان ادب و هنر ایران. شماره ٩، ١٣۶۶

The Nabonidus Chronicle

گزنفون. مترجم: ابوالحسن تهامی. بر اساس ترجمه انگلیسی Henry Graham Dakyns). زندگی کوروش (کوروش نامه Cyropedia). چاپ دوم. تهران: انتشارات نگاه، ١٣٨٩ 

یاری نامه ها:

پایگاه خبری ایران بزرگ

بن مایه های فرتور ها(تصاویر):

نسخه تبلیغاتی مستند در جستجوی کوروش بزرگ، Spenta Productins

فیلم سینمایی الکساندر، اُلیوِر استون

/ 3 نظر / 183 بازدید
فرزند ایران

دوست عزیز و گرامی و عزیز تر از جان عرضم به حضور گرامی شما که آقای رضا مرادی غیاث آبادی مدعی است که کوروش بزرگ باعث از بین رفتن تمدن بابل شده است اما بنده به همراه چند نفر از دوستان در مقابل ادعای ایشان میگوییم که نابودی بابل چه راست و چه دروغ باشد اما این را به وضوح و روشنی میدانیم که اسلام و اسلامگرایان هم 1400 سال پیش با فرهنگ توهش خود باعث نابودی ایران متمدن شده اند و از ورای این حمله وحشیانه افراد بی تمدن و بی فرهنگ و تازی پرست که به کتاب تازی نامه (قرآن )رجوع میکنند و این مدخرفات بی معنا و بی مفهوم که هیچ نشانی از خرد و آگاهی ندارد به عنوان نظریه در آشفته بازار چاپلوسی تکثیر می دهند و ما این رفتار تازی پرستانه را چیزی جر وطن فروشی نمی دانیم مثل همین آقای رضا مرادی غیاث آبادی می باشند

محمد جواد

جفنگ میگه مردیمه بیشعور

رسول

جناب فرزند ایران ممنونم که احترام به اسلام گذاشتید.(کنایه)رفتار غیرانسانی حکمای ان زمان ربطی به اسلام صالح ندارد.اسلام با ورودش به ایران مردم را نجات داد. ضمنا اسلام اوردن ایرانیان ربطی به زور شمشیر ندارد اگر ربط داشت چرا وقتی مغول به ایران حمله کرد مردم بودایی نشدند؟ لطفا بیهوده نظر ندهید امیدوارم که الله شمارا هدایت کند