دستمزد کارگر هخامنشی

به این ترتیب، امکان طبقه-بندیِ حقوق، بسیار متنوع بود و مجموعاً میتوان چنین برداشت کرد که نظام دیوانی هخامنشی میکوشید تا هرکس به اندازه ی کاری که انجام میدهد، مزد بگیرد. حقوقهای سازمانی ِ بالاتر مشتمل بر ماهانه 60 لیتر جو و 30 لیتر شراب میشد. کارمندی که "پیشکار کشاورزی" نامیده شده، ماهانه 60 تا 80 لیتر جو + یک و نیم بز/گوسفند حقوق داشت و حقوق کارمندان سرپرست خزانه و کارمندان ناظر هر کدام ماهانه 90 لیتر جو + 60 لیتر شراب + سه رأس بز/گوسفند بود. در الواح، جایی هم به جیره ی ساتراپ (حاکم- استاندار) هندوستان اشاره شده ـ ـ ـ 2100 لیتر جویِ ماهانه + 900 لیتر شراب. همه ی جیره ی این دست بلندپایگان و نیز  کارمندان رده بالا، مصرف شخصی آنها نبوده است و بخشی از آن ذخیره و انبار میشده و بخشی هم در بازار به فروش میرسیده است.

الواح "تخت جمشید" مربوط به زمان حکومت "خشیارشا" و حکومت "اردشیر اوّل"، اغلب از پرداخت نقره به کارگران (به جایِ پرداختِ حقوق بصورت جنسی) گواهی میدهد. پرداخت نقدی قطعاً مورد استقبال کارگران قرار گرفت، چون میتوانستند کالای مورد علاقه ی خود را خریداری نمایند. هر خانواده ای برای خود باغچه و زمینی داشته و محتمل است که بذر مورد نیاز برای کاشت را نیز از حکومت دریافت میکرده اند. برای نمونه، در یکی از لوح ها، قید شده که گروهی کارگر، 90 لیتر بذر جو گرفته اند. اشارات زیادی در دست است که کارگران، خود نیز صاحب احشام بوده اند. در صورت کافی نبودن مرتع برای تغذیه ی بز و گوسفند و ماکیان، از طرف دستگاه اداری به کارکنان جیره ی علوفه داده میشد. به این ترتیب، پرورش حیوانات در چارچوبی معین، بخشی از مخارج کارگران را تأمین میکرد.

همچنین در برخی نقاط، به کارگران ناهار میدادند. مثلاً در "خزانه"، آشپزهایِ زن برای نهار کارگران، غذایِ عمومی میپختند. بنابراین غذای ِ روزانه را هم باید به میزان حقوق افزود. پیوسته کوشش میشد تا به عناوین مختلف، دریافت-کنندگانِ حداقل دستمزد، با اضافه-پرداختهایی تأمین شوند و حداقل حقوق از آنچه در بین النهرین پیش از آن پرداخت می‌شد، بالاتر بود. در زمان داریوش، کمکهای پراکنده ی دولتی را نیز باید بر حقوق کارگران افزود. علاوه بر حق عیال و اولاد، زندگی این خانواده ها با کاشت و برداشت، پرورش ماکیان و درچارچوبی معین، با نگهداری بز و گوسفند تأمین میشد. هزینه ی لباس هم میتوانست بر عهده ی دربار باشد. به استناد اسناد، در کارگاه های شاهی ِ "خزانه"، به جز لباس های مجلل، لباسهای کاملاً معمولی نیز دوخته میشد که به احتمال زیاد مورد مصرف کارگران و کارکنان بود.

در کنار مردمی که در خدمت دولت بودند، بی شمار پیشه وران و بازرگانان آزاد و همچنین کشاورزان و مالکین بزرگ نیز قرار داشتند که به سهم خود از خدمتکاران خاص استفاده میکردند.»


پی‌نوشت:

پیش از این، در اینجا، اشاره داشته ام که  سرکار خانم "لیلا کوچکی کیا"  پژوهش ارزنده ای در ارتباط با الواح خشتی ِ تخت جمشید دارند و طی ِ رساله ای، جدولی از "نام و شغل ِ افراد"، "نوع ِ کالا"، و "مکانِ جغرافیایی" ارائه نموده اند.  لینک دانلودِ جدول 

با نگاهی دقیق به جدول ِ مذکور -در نام ِ افراد دریافت کننده ی دستمزدها- دانسته میشود که مثلاً در ردیف های 85 و 87 و 91 و 346  نام یک کارگر، همزمان در چند لوح ِ مختلف ذکر شده، و کالاهای مختلفی را به عنوان دستمزد دریافت کرده است. بنابراین، سطحی نگری خواهد بود اگر که در یک لوح خشتی، دستمزد کارگری را صرفاً "جو" نوشته اند، همان یک لوح را تعیین کننده ی کل دستمزد آن فرد دانسته، و چنین برداشت نمود که هیچ کالای دیگری را همزمان دریافت نمیکرده است. کاملاً ممکن بوده که یک کارگر، ماهانه کالاهای متنوعی دریافت کند و حساب آن ها نه در یک لوح واحد، که در شماری از الواح مضبوط باشد.


منبع:

"از زبان داریوش"، نوشته ی "هاید ماری کخ"، ترجمه ی "پرویز رجبی"، نشر کارنگ، چاپ سیزدهم، آبان 1387، ص 60-70.

/ 0 نظر / 95 بازدید